بی نقطه مینویسم نمیخوام واستم هیچ موقع از عمرم نخواستم واستم واستادن برام مثل یک شکنجه سخت بود هر وقت یکم از ریتم زندگیم کند میشد ماتم میگرفتم و برام دنیا به آخر میرسید و  برای همین همیشه غمگین بودم که چرا ریتم من و ریتم زندگی یکی نمیشه چرا من تند ترم اون کند تره یا من کند ترم اون تند تره      این چند وقت پیش حس میکردم کنترل زندگیمو دست گرفتم و فکر کردم وقتشه افسردگیا رو بذارم کنار و با همه تند و کندی پاشم راهمو برم ولی انگار نه زندگی هیچوقت مهربون نیست

هیچوقت

۲ ۰