تو بردی! 

دلم را، بازی را، زندگی را

حالا بیخیالم به دلم، به بازی های اطرافم، به زندگی 

حالا حال من، هر چه که باشد، خوب نیست! 

این تنها چیزیست که از آن مطمئنم در این دنیای نامطمئن! 

 

در اتاقم، تکیه به صندلی، نگاه میکنم به تمام ناپایداری ها، یعنی کل دنیا! 

و امشب میتوانم بگویم حالم واقعا خوب نیست! چون حال بدهای جمع شده روی هم

بیش از حد پیشم ماندند! 

 

 

۱ ۰