شاید امروز ، اولین روز فراموشی تو نباشد
اما قطعا سخت ترین روزش هست
به جای تو
یک بغض تلخ کنارم نشسته
یک زندگی سیاه در آینده منتظرم است
یک عالمه خاطره هم در گذشته جیغ میکشند
به جای تو
اینجا هیچ چیزی وجود ندارد
شاید من زیادی بزرگت کرده ام
بدون تو فقط خودت وجود نداری
البته که تو همه چیز هستی ...
همه چیز بودی
نمیتوانم بمانم
قدم میزنم و مرور میکنم
پیر میشوم و میمیرم
اما فراموشت میکنم
به خدایی که برایت بیگانه بود قسم
فراموشت میکنم
من اگر نتوانم این کار را انجام بدهم
بهتر است که بمیرم....
امضا.آقای ربات.