بعد از تو 

بعد از رفتنت

خواب از چشمان من رفت

بعد از تو من

دیگر نمیخوابیدم ... 

شب بود ، تاریک بود ، ترسناک بود . 

اما من همان روز را ادامه میدادم

میدانی 

بعد از رفتنت انگار هنوز یک روز است که گذشته 

چون من هنوز بعد از رفتنت نتوانستم بخوابم

بعد از تو من مرگ را آرزو کردم

که بتوانم حداقل ساعتی را آسوده بخوابم

انگار تو که رفتی 

خواب و آرامش را هم بردی ...

بی وفا چه طلبی داشتی که مرا اینگونه کردی ؟؟؟


آقای ربات - بعد از تو 

۱ ۰