سلام
سلام دوست قدیمی
خیلی وقت بود اینطوری سرزده نیومده بودی پیشم
در واقع من الان و چند شب قبل دارم با یه آدم خیالی حرف میزنم
آدم که نه ..
شاید شیطان
هر چی که هست خطرناکه
شب ها نمیذاره بخوابم
داد میزنه
وقتی هم بلند میشم و نمیخوابم زل میزنه تو چشمام و
و
نمیذاره بخوابم
یه شب سعی کردم صدای گریه هامو
صدای داد و فریاد هاشو
ضبط کنم
ساعت حدود 3 صبح بود
صبحش که اون فایل رو گوش میکردم
خیلی ترسناک بود
من
دارم دیوونه میشم
صدام مثل دیوونه ها شده
نفس کشیدنم
نگاه کردنم
لرزش دستام و بی حس شدنشون
رفتار هام
من دارم یه بیمار روانی میشم
نمیدونم مقصر این اتفاق کیه
نمیخوام هم بدونم کیه
یا چیه
نمیدونم باید چیکار کنم
باید بنویسم ..
الان .. ساعت 7:55 دقیقه اس که اینو دارم مینویسم
2 مرداد و نمیدونم چند شنبه ..
زندگی من به طور کامل بهم ریخته
شب ها بیدارم
با خودم حرف میزنم و تو خونه راه میرم
گریه میکنم
داد میزنم
نزدیک های صبح که میشه .. خسته میشم و خوابم میبره
صبح ساعت 12 از خواب بیدار میشم .. صبح که نه ، ظهر !
و تمام طول روز به شب های ترسناکی که میگذره فکر میکنم
عصبانی ام
اشتها ندارم
چشمام همیشه قرمز شده
همه از من میترسن
عجیب شدم ؟ آره
اما
من هنوز میدونم
پس دیوونه نشدم
یعنی
فقط یه چیزی رو میدونم
که دیوونه شدم
و هیچی دیگه درست نمیشه..
هیچی..
آقای ربات.
پروژه ها
::
نوشته شده در سه شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۵۸ ب.ظ
توسط آقای ربات
|
۲
نظر