سخت میشد هر روز لحظه ها یا سخت میگرفتم هر روز لحظه ها را ؟

شب در میان این همه روز غریبه بود یا روز همان شب بود فقط کمی روشن تر؟

معنی گل چه بود؟ معنی غنچه چه بود؟ زنده بودن خاک و من یکی بود؟

در روزهایی که واژه ها جنگ میکردند به دنیا آمده بودم

در یک دنیای غلط

که فاصله

جمله را زیبا نکند، زشت تر کند.

پای کدام اعتراف را امضا کرده بودم

که حتی زیباترین لحظه های زندگی ام باید گریه میکردم؟

شاید واژه ها عزیزان من در جنگ بودند که شهید شدند

و این اشک، به پای آنان بود.

 

آقای ربات.