کاش که خوب شوی 

مثل قبل

مهربان و دوست داشتنی 

تو را میگویم

خودت میدانی .. خودت میدانی .. خودت میدانی 

کاش باشی 

کامل و تمام

کاش هنوز وقتی صدایت کنم جانم بگویی

کاش بتوانی کمی هم که شده دوستم داشته باشی 

کاش 

ای کاش یکی از این شب ها 

یا بیایی 

یا نبودنت 

چنان آتشی در دلم بزند 

که جهنم را در این دنیا بچشم 

کاش که خوب شوی ...

کاش که روزی بیایی 

و بمانی 

کاش 

به هوایت با هوایت در هوایت نفس بکشم

کاش...

 

+موزیک رو گوش کنید . (متن الهام گرفته از این آهنگه ! )


 

 

ربات.

۱ موافق نظرات شما ( ۳ )

قصه یک قتل 3 را از اینجا بخوانید

-------

صدای یک موسیقی ملایم در کل سالن

همه جا ساکت البته پر از سر و صدا 

هر دو شیک و خوشتیپ شده اند ! 

میهمانی یکی از دوستان مونیکاست

یکی از دوست های دخترش ...

همه دور هم جمع شده اند 

شمع ها فوت میشوند 

کیک خورده میشود 

کادو ها باز میشوند 

و جمع خیلی دوستانه میشود ..

هر کسی در کنار هر کسی که میخواهد مینشیند و گفتگو میکند 

چه دورهمی زیبایی 

اما از دید او انگار او در جهنم نشسته .. 

آخر مونیکا در کنار یک خوشگل پسر نشسته .. 

میخندد .. 

خوشحال است ..

راحت است ..


او او را کشته است...


ربات.

  • آقای ربات
  • چهارشنبه ۲۲ آذر ، ۱۹:۵۰ ب.ظ
  • خرت و پرت
  • بازدید : ۵۰
۱ موافق نظرات شما ( ۳ )
آفرین ! 
عالیه...
عالیه ادامه بده ! 
صبح ها تا دوازده بخواب ! تلویزیون ببین
کتاب نخون
کلا راحت باش و خوش بگذرون
تو به زودی برای من کار خواهی کرد :)

ربات.
۱ موافق نظرات شما ( ۵ )

قصه یک قتل 1 را از اینجا بخوانید (کلیک کنید)

--------

عصر نزدیک به شب 

صدای پارس سگ های تجسس 

ما در ... قبرستان که نه .. یک بیابان 

پشت مزرعه بلال

پرونده قتل دختر 18 ساله ایی به اسم مونیکا

شاید بشه پیداش کرد .. شاید هنوز زنده .. نه زنده که نه .. 

اما گفته همین جا ها دفنش کرده .. 

دفنش کرده .. زنده زنده .. 

غروب نزدیک است

صدای پارس سگ ها زیاد تر میشود 

ناله های یک مادر بیشتر .. 

اشک های یک پسر شدید تر 


او او را کشته است ...


ربات.

۱ موافق نظرات شما ( ۴ )

اشکالی ندارد .. 

بگذار هیچکس هوایت را نداشته باشد 

شانه هایت را بالا بینداز و با خود تکرار کن : فدای سرم ! 

فدای سرم اگر برایشان خوب خواستم و خوب مرا نمیخواستند ! 

فدای سرم که دنیایشان با دنیایم فرق داشت.

نفسی عمیق بکش

خودت را گول نزن !

تو تا همینجایش هم کسی را نداشتی اما توانستی ..

ادامه اش با تو .. دیگران را بیخیال .

باز هم روی پای خودت بایست

هر گاه باور کنی : "هیچ شانه ای امن تر از شانه های خودت نیست "

به آرامش میرسی

همه چیز به خودت بستگی دارد .. 

خودت را 

باور کن :)

به خودت بگو : من که قرار است پروانه شوم .. بگذار دنیا تا میخواهد پیله کند ..

بگذار زندگی هر چقدر زور دارد مشکل جلوی تو بیاندازد .. اما تو قهرمان پرش از مانع شو ! 

همین است .. گریه های روی سنگ قبرت برای تو ارزشی نخواهد داشت 

تلاش کن خودت بهترین باشی .. کسی برای تو غصه نمیخورد وقتی درمانده و ملول باشی 

تکیه نکن به حمایت های تظاهری .. به پشت گرم کردن های فیلمی .. 

زندگی ات را بر پایه حرف نریز.


والسلام.

ربات اعظم :)

۲ موافق نظرات شما ( ۵ )

دلمان خوش است که مینویسیم و عده ایی میخوانند ! 

و عده ایی میگویند آه .. چه زیبا بود ! 

بعضی اشک میریزند و بعضی میخندند .. 

دلمان خوش است به لذت های کوتاه .. به دروغ هایی که از راست بودن قشنگ ترند..

به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند .. یا کسی عاشقمان شود ..

با شاخه گلی دل میبندیم ..

دلمان خوش میشود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی ! 

و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود چقدر راحت لگد میزنیم و چه ساده میشکنیم

همه چیز را ...


ربات.

۰ موافق نظرات شما ( ۴ )

''می بخشم''...

''کسانی'' را ک هر چ ''خواستند''...

با ''من''...

با ''دلم''...

با ''احساسم'' کردند...

و ''مرا'' در ''دوردست'' خودم ''تنها'' گذاردند...

و ''من'' ''امروز'' ب ''پایان'' خودم ''نزدیکم''...

''پروردگارا''...

ب ''من'' ''بیاموز''...

در این ''فرصت'' ''حیاتم'' ''آهی'' نکشم...

برای ''کسانی'' ک...

''دلم'' را...

''شکستند''...


ربات.

۲ موافق نظرات شما ( ۵ )

هشدار که آرامش ما را نخراشی ....



ربات.

۲ موافق نظرات شما ( ۱ )

ما بر گریه بی کسان نمیخندیدیم

در غیر حضور جنگ نمیجنگیدیم

ما گر ز سر بریده میترسیدیم 

در مجلس عاشقان نمیرقصیدیم ...



ربات.


۲ موافق نظرات شما ( ۰ )

صفحات دیگر