هی

تو که ادعات میشد

بیا تو حال خرابم یه انقلابی کن 


ربات :(

  • آقای ربات
  • يكشنبه ۳۰ مهر ، ۲۱:۰۸ ب.ظ
  • توییت
  • بازدید : ۴۳
۱ موافق نظرات شما ( ۴ )

سردم شده 

درست مثل چای سردی که در نبودنت برایت ریختم

و او تو را به انتظار میکشید

با سبک خاص پاییز ! 

با غروب نرم خورشید

و یک سردی خاص ! 

سردم شده ... 

تا تو نباشی 

نباشی 

نباشی 

برایم شال گردن نبافی 

لعنت به همه این سردی ها 

لعنت به همه این چای های سرد شده 

تو نباشی 

پاییز هیچ حس و حالی ندارد.

سردم شده 

درست مثل کلاغی تنها 

روی تیربرق کوچه مان

خودش را پف کرده و به دوردست ها خیره شده

نه صدایی .. نه حرکتی 

سردم شده 

درست مثل همان شب زمستانی که 

سرد بود 

اما سرد بودن تو 

اما سرد بودن تو بود که مرا سرماخورده کرد ! 


ربات.

۲ موافق نظرات شما ( ۲ )

تو مسئولی 

در برابر دلی که وابسته کردی 

در برابر چشمانی که معتادش کردی به نگاهت

تو مسئولی 

نمیتوانی همینقدر ساده بگذاری و بروی 

و با خود بگویی 

عادت میکند ... از سرش میپرد ... یکی دیگر پیدا میشود ...

نه .. تو نمیتوانی 

تو مسئولی 

تو مسئولی

تو مسئولی

لعنتی تو مسئولی در برابر حرف هایی که گفتی 

قول هایی که دادی 

تو مسئولی در برابر اشک هایی که پشت پایت ریخته شد 

تو ...

تو لعنتی نمیتوانی اینقدر وجدانت را راحت نگه داری 

نباید نگه داری

تو مسئولی

در برابر تمام حجم دوست داشتن هایم :(


ربات.ms123

۱ موافق نظرات شما ( ۱ )

من

چشم ها بسته 

اتاق خاموش 

کار ها نیمه تمام

افکار پریشان

خواب ولی 

بیدار

درست مثل جیرجیرک آنسوی خیابان

از این تناقض ها بیزار 

اما گیر کرده در آن 

من

زنده ولی 

بی تاب و داغان ! 


پی نوشت : داغون ؟ داغان ؟ داقون ؟ داقان ؟ 


ربات.

۲ موافق نظرات شما ( ۲ )

میخوام اعتراف کنم

یه چیزی پیدا شد 

که از داروسازی بیشتر دوستش داشته باشم . .. .

  • آقای ربات
  • پنجشنبه ۲۷ مهر ، ۲۱:۰۳ ب.ظ
  • توییت
  • بازدید : ۶۹
۰ موافق نظرات شما ( ۳ )

زندگی 

بس ناجوانمردانه 

دلگیر است

این روزها



ربات.

  • آقای ربات
  • پنجشنبه ۲۷ مهر ، ۱۹:۵۶ ب.ظ
  • توییت
  • بازدید : ۳۸
۰ موافق نظرات شما ( ۳ )

+ ته رابطه مون جداییه، رسیدنمون محاله


-به جهنم که محاله ، تو از کجا میدونی نمیرسیم ؟


+مگه الکیه ؟ الکی وابستگی بسازیم که چی بشه ؟؟؟


-من که وابسته شدم دیگه .. چه فرقی داره که تا تهش برم یا نرم ؟ 


+از طبقه دوم افتادن دردش کمتر از افتادن از طبقه دهمه..


-وقتی سرانجامش مرگه ... بذار از آسمون بپرم .. اینطوری وقت بیشتری برای مرور چشمات دارم :(


ربات.

۲ موافق نظرات شما ( ۲ )

مثل درختی شدم تو پاییز

که هر ثانیه به خدا گفتم خدایا برگای منو ازم نگیر

اما تقدیر جور دیگه ایی بود 

و حالا من یه درخت بی برگ شدم

دقیقا همونقدر که اون درخت حس میکنه چیزی دیگه براش مهم نیست

دیگه چیزی برای منم مهم نیست :(


ربات.

  • آقای ربات
  • سه شنبه ۲۵ مهر ، ۱۵:۱۴ ب.ظ
  • توییت
  • بازدید : ۴۷
۱ موافق نظرات شما ( ۲ )

تو نمیتونی انکار کنی 

دوست داشتن و حس منو

نمیتونی


ربات.

  • آقای ربات
  • سه شنبه ۲۵ مهر ، ۱۴:۱۳ ب.ظ
  • توییت
  • بازدید : ۴۲
۱ موافق نظرات شما ( ۳ )

ببین من از سر دوست داشتنت لال بودم

اما تو ویژگی های دیگه ایی هم داشتی.

  • آقای ربات
  • دوشنبه ۲۴ مهر ، ۲۰:۴۵ ب.ظ
  • توییت
  • بازدید : ۴۸
۱ موافق نظرات شما ( ۲ )

صفحات دیگر