میدونم

میدونم .. تحمل این اوضاع سخته

و میدونم تموم درد تنهایی رو فقط من میکشم و اون خیالش نیست

نمیخوام دیگه الکی از عشق بنویسم

فکر میکردم میشه عشق رو با نوشتن معنا کرد 

اما نه .. باور هامو ریخت

وقتی نوشت دوستت دارم و نداشت

وقتی نوشت تا تهش باهاتم و نبود

وقتی نوشت فقط تو و نبودم !

نبودم ..فقط من نبودم

حتی همون دوستت دارم هاش و قربون صدقه رفتن هاشم بعدا فهمیدم که تیکه کلامش بوده

میدونم

من هنوز میتونم که بفهمم

قلبم رو از دست دادم

ولی مغزم رو نه

دارم به این فکر میکنم چقدر از خودم رو از دست دادم

و چقدر از خودم رو نیاز دارم تا بتونم به زندگی عادی برگردم

آره .. شاید حدس زده باشی که میخام برم 

اما نه از اینترنت

نه

هستم .. با همین آقای ربات

دیگه حتی نمیخوام به زندگی عادی برگردم

شاید صفحه اینستاگرامم رو که پر از پیغام های انگیزشی مسخره بود رو بستم

شاید دیگه به اکانت تلگرامی که اون توش بوده دیگه سر نزنم

شاید دیگه نشم اون پسری که همیشه درگیر رفتن ها بود 

میدونی 

شاید دیگه نه کسی باشه و نه کسی بیاد 

شاید این همه اتفاق خوب بیوفته

ولی من هنوز زنده باشم !

بعد از اون رو نمیدونم

شاید یه راهی باز شد .. شاید مثلا تونستم کنکور قبول بشم 

و وارد یه فضای بهتر شدم

و از این چهار دیوار جهنمی خلاص شدم

شاید برای همیشه توش حبس شدم

نمیدونم

دلم الان میخواد برف بباره .. زیاد .. خیلی زیاد .. 

برم رو برفا بخوابم

و اونقدر سردم بشه که دیگه نتونم فکر کنم

حداقل به عشق فکر نکنم

عشقی که این روزا مرده

و من فکر میکردم هنوز میشه با مرده ها زندگی کرد.

میدونم .. میدونم حرفام باید یکم عجیب به نظر برسه

شاید باور نکنی اما هنوز عنوان مطلبم رو ننوشتم ولی نگران کلی غلط املایی ام که ممکنه بالا داشته باشم

میخوام همون باشم

همون ربات گیج و شلخته و پر از مشغله 

که آخرین گزینه برای تفریح هاش عشقه

دقت کردی ؟ تفریح ! 

تازه اونم آخرین گزینه

آره

درست حدس زدی 

میخام دوباره بد بشم


یه حرف هم با تو دارم

تویی که هیچوقت این متن رو نمیخونی

ولی من مینویسم.


"روزایه قبل تو بد بود ، روزایه بعد تو بدتر میشه"

این وسط فقط یه استراحت کوچولو بود تو دنیایه الکی اما خوشگلت..

نگران من نباش .. من با بدی ها بزرگ شدم .. با رفتن ها .. با تنها موندن ها و سیاهی ها و تاریکی ها 

من همینطوری راحتترم


راستی..شاید بعد از این دور خودم سیم خاردار بکشم

که کسی نخواد حالم رو خوب بکنه ! مرسی .. حال من خوب هستش !

شاید بیشتر رمان بخونم .. البته این تایم باقی مونده . چون به محض اینکه مرداد بشه دوباره شروع میکنم و درس میخونم

دارم فکر میکنم به اینکه روز تولدت چطوری عادی به نظر برسم

کار سختیه اما شدنیه

شاید فکر بکنی چه سنگدلی ام 

اما صبر کن عزیزم

هنوز کجاشو دیدی ؟؟؟

:)

میدونم

میدونم بازم زیاد نوشتم .. میدونم هیچکس حوصله نداره این چیزا رو بخونه

میدونم هیچوقت فرصت نشد بزرگ بشم .. من همیشه کار کردم و به هیچ چیزی فکر نکردم

به بزرگ شدن .. به تفریح کردن .. به نمیدونم .. خیلی از کار هایی که همه انجام میدن .. همه عادی ها 

مثل تو .. من یاد نگرفتم بیخیال باشم

من همیشه زندگی رو سخت گرفتم و میگیرم .. 

میدونم.

میدونم....


آقای ربات.

تعداد نظرات این پست ۶ است ...

۱۷ تیر ۹۷ ، ۲۰:۵۶
ادرس بده بریم خواستگاری برات  😂😂😂😂
ببخشید میشه با لحن شوخ و مزاح و دوست داشتنیت برام کامنت نذاری ؟
مرسی :)
۱۷ تیر ۹۷ ، ۲۱:۰۵
باشه عزیزم  منو در غمت شریک بدون😂😂😂😂😂
:/
۱۷ تیر ۹۷ ، ۲۳:۳۱
دلم میخواست کامنت بزارم ولی نمیدونستم چی باید بگم 
:))
۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۵:۲۷
:(((
:)
چطوری آقا وحید ؟
۱۹ تیر ۹۷ ، ۱۱:۴۴
آخرش نوشتی هیچکس حوصله نداره بخونه ...

ولی من خوندم، با هر کلمه عطشم برای خوندن بعدی بیشتر میشد ...
من خوندم و نه تنها خوندم، واژه به واژه‌اش رو فهمیدم ... واژه به واژه‌اش رو حس کردم ...
یه جاهایی انگار من بودم که داشتم می‌نوشتم ... منِ سال 89 ... یا شاید من سال 97 ...
میخوام بگم ...

نمیدونم چی میخوام بگم، ولی اگه بلاگ هم مثل توییتر خاصیت ریتوییت و انتشار مجدد داشت، این پُستی بود که من میخواستم توی وبلاگ منم باشه ... میخواستم یه بار هم از زبون من گفته بشه ...

به قول سیدمهدی موسوی :

ساده بودیم و سخت بر ما رفت / خوب بودیم و زندگی بد شد
آنکه باید به دادمان برسد / آمد و از کنارمان رد شد ...
مرسی که خوندی .. :)
..

۲۰ تیر ۹۷ ، ۱۶:۱۵
:)))
:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">