الان برگشتم دوباره به همین اتاق دنج و تاریک خودم

سرده.. کمی غریبانه به نظر میرسه .. ساکته .. اما به هر جایی ترجیحش میدم..

دلم ... وای دلم .. 

به هر جا نگاه میکنم درد میگیره 

رو میز .. پر از کار و برنامه تمام نشده 

به مانیتور و استیک نوت های نوشته شده .. رو یکیشون اول اسم تو با یه لبخند .. 

این یکی خیلی درد داره 

رو دیوار ...نوشتم .. نوشتم نمیذارم بهم بگن دیدی نتونستی .. هه...

مگه این تونستن چیه ؟ 

دوباره یادم میایی ... 

دوباره مرور میشی .. این دل لعنتی نمیتونه فراموشت کنه .. 

منو تا حدی که تونستی محدود کردی .. تلگرام پیام ندم .. اینستات رو نداشته باشم .. تو بلاگ هم پیام میدادم ج نمیدادی .. 

دلم میگیره..

تموم آرزوم این بود که تو این مدت یکم مهربون بشی 

مگه من از این زندگی جز یه لبخند تو چی خواستم ؟

آرزوم خوشی و خوشبختی تو بود 

خواستم فدات شم .. اما تو منو فنا کردی 

دل من جز تو همه رو خط زد 

تو ولی انگار فقط منو خط زدی 

وقتی گفتم دوستت دارم ...

دل غریب و تنهای من موند .. موند توی این تاریکی و تنهایی ها .. با چند تا عکس باقی مونده از تو ...

مگه من ازت چی خواستم ...

....


ربات.

  • آقای ربات
  • يكشنبه ۱۰ دی ، ۲۰:۲۳ ب.ظ
  • روزنوشت
  • بازدید : ۱۳

تعداد نظرات این پست ۰ است ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">